اتاق سی و پنجم
حتی از تابوت چشمهایم به دوش قرص های خواب آور بیم داری
و از صدای قدمهای انفرادیم
جسد عطرهای خاطره دار رامومیایی کن
در این شهر کسی از تو نمی پرسد
آیا آهو را میشناسی؟

پ.ن :من این اسم را تا به حال نشنیده ام ،لطفا روی جنازه را بکشید ، اصلا نمیشناسمش .به همین راحتی و به همین سادگی میتوان از کنار خیلی چیزها گذشت ...
پ.ن 2: با اون حال خوبی که داشتم میخواستم یک پست شاد بزارم میدونم صبح که میایی میخونیش انتظار دیدن این رو نداری ، دیشب حالم خیلی بد شد ، ببخشید _مخاطب خاص_
پ.ن 3: مخاطب خاص این نوشته یک عشق نیست ، یک دوسته ، کاش یکمی سطحی نگاه نمیکردیم به هر چیزی که میبینیم .._مخاطب خاص جناب" تموم شد" که فقط همین رو برای معرفی خودت در نظرات گذاشتی_






داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...