اتاق سی ام
سالهاست که دلش پشت تریبون میرود...
و حرفهایش همه وزن و قافیه دارند...
یک جفت چشم شرقی ردیف بیتهایش میشودو مفاعیل و فاعلات گریه میکند ...
دیگر صدایش را فراموش کرده اند
ولی دست خطش را همه خوب میشناسندبیچاره شاعر ..
پ.ن 1:گفت باید به احترام تو بانو غزل سرود ، و سالهاست فقط غزل میسراید ...
پ.ن 2:و تو بانو ، آیا خوانده ای همه آن غزلهای که به احترام تو سروده شده؟
پ.ن 3:این پست درد مشترکی است بین بعضی از کسانی که این وبلاگ را میخوانند ....
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:24 توسط داج
|
داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...