سالهاست که دلش پشت تریبون میرود...

و حرفهایش همه وزن و قافیه دارند...

یک جفت چشم شرقی ردیف بیتهایش میشود

و مفاعیل و فاعلات گریه میکند ...

دیگر صدایش را فراموش کرده اند

ولی دست خطش را همه خوب میشناسند

بیچاره شاعر ..


پ.ن 1:گفت باید به احترام تو بانو غزل سرود ، و سالهاست فقط غزل میسراید ...

پ.ن 2:و تو بانو ، آیا خوانده ای همه آن غزلهای که به احترام تو سروده شده؟

پ.ن 3:این پست درد مشترکی است بین بعضی از کسانی که این وبلاگ را میخوانند ....