اتاق 42
چرخید چشم عقربه افتاد روی هشت
قی کرد دردِ کوچه ء خود رادرون تشت
یک ثانیه پوتین ،لگد ، انارهای خط خطی
لطفا کمی سمعک به این صداهای لعنتی
هی مزه مزه کردن آفتاب روی تخت
بوسیدن دوباره سیگار ،بغض سخت
من میرسم به تو با چرت نئشگی
رقص من و تو ودود تا مرز خستگی
پ.ن1 :دلم خواست نوشتم ریتمیک باشه ، مثل وقتی هوس میکنی با سازت یکیم حرفتو بزنی ، زبونم خواست یکمی نوشته ام ریتم داشته باشه ولی شعر حساب نشه .....
پ.ن 2:اولین نوشته این وبلاگ که براش عکس نذاشتم نمیدونم چرا؟؟...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 22:0 توسط داج
|
داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...