اتاق 61
روی چوب دستی ات
شعر هایم می رقصند ....
و دخترانی که زیر روسری نسیم
را فوت میکنند ...
شانه بده به بی خانمانی گریه هایم ...

پ.ن : پا درد گرفتند گریه هایم ، پس که دنبال شانه هایت گشتند...
پ.ن 2:تمام نگرانی من این روزها این است که ، آیا کسی تو را مثل من عزیز نگه میدارد....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 0:59 توسط داج
|
داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...