اتاق زیر ِ زیر زمین
سر میرود بودنم از این زندگی...
زیاد هستم ...
زیادی بودن گاهی دست و پا گیر میشود..
پ.ن: تو تمامت را از تمامیت من گرفتی ، حالا ناتمام هم نیستم ، پس چرااین همه هستم؟؟!!!........
_______________________
من دردهای تو ام که یک روز مرا باریدی...
حالا تالابی شده ام
دردهای تو، گریه های خودم...
ببار عزیزم!!
من که از دریا شدن ترسی ندارم........
پ.ن : دردت به سرم ، چقدر وقت گذشته و این رو ازم نشنیدی......
_________________________
این استخوانهای مندرسم
که نماز میت ندارند..
خاک نشده ، فاتحه ام را خواندند....
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر ۱۳۹۰ ساعت 4:23 توسط داج
|
داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...