سر میرود بودنم از این زندگی...

زیاد هستم ...

زیادی بودن گاهی دست و پا گیر میشود..

پ.ن: تو تمامت را از تمامیت من گرفتی ، حالا ناتمام هم نیستم ، پس چرااین همه هستم؟؟!!!........

_______________________

من دردهای تو ام که یک روز مرا باریدی...

حالا تالابی شده ام

دردهای تو، گریه های خودم...

ببار عزیزم!!

من که  از دریا شدن ترسی ندارم........

پ.ن : دردت به سرم ، چقدر وقت گذشته و این رو ازم نشنیدی......

_________________________

این استخوانهای مندرسم

که نماز میت ندارند..

خاک نشده ، فاتحه ام را خواندند....