اتاق 68
برق چشمهایت شبیه
آخرین سربازی بود که
پرچمش را بالاتر از 120سربازه کشته بر افراشت
حتی نفهمیدی پیرزنی که پشت ارابه نعشها میدود
پابرهنه است ....
پ.ن : به تو بگویم بیچاره که نمی بینی ، یا به پیرزن که دیده نمیشود؟؟!!
__ برداشت دوم
لشگری فاتح را می مانی که
سه هزار و سیصد کشته خود را
سوار بر ارابه های کرد که
تشیع کنندگانش
بیوه زنان و کودکان پا برهنه بودند.
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 2:17 توسط داج
|
داج یعنی شب ،شب تاریک ،شب یعنی من...